سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
41
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
غرض ما هم از نشر اين كتاب ( شبهاى پيشاور ) بيدار كردن بعض جوانانى است كه ترجمه فجر الاسلام و بعض كتب ديگر آنها را مشكوك نموده است . احمد كسروى و ترّهات آن و اشاره بجواب مقالات او كه از جمله آن ايادى مرموز خطرناك كه بنفع بيگانگان در مركز ايران مأموريت توليد اختلاف داشت احمد كسروى تبريزى بود كه قدم را از همهء اقرانش بالاتر گذارد و دعوى بر انگيختهگى ( نبوت به خيال خودش ) نمود . بدعتهاى بسيار گذارد كه يكى از بدع مجنونانه او تأسيس روز عيد كتابسوزى بود كه دستور داد باتباع خود كه در روز معين هركجا هستند آنچه كتاب علمى عرفانى ادبى حتى كتب ادعيه و سور قرآنى بدست آورند بسوزانند و غير از كتابهاى خود او چيزى باقى نگذارند و همهساله اين عمل مجنونانه با تشريفات مخصوصى انجام داده ميشد . چنانچه در ص 23 كتاب دادگاه خود چنين نوشته ( يك دسته هم سوزانيدن مفاتيح الجنان و جامع الدعوات و مانند اينها را دستاويز گرفته هوچيگرى راه مىانداختند و ميگفتند ( در اينها سورههائى از قرآن ميبوده و شما سوزانيدهايد ) نادانان نميدانند كه بيشتر بدآموزان و گمراه كنندگان آيهها و سورههاى قرآن را در كتابهاى خود آوردهاند و اين نشدنى است كه ما بپاس آنها از سوزانيدن آنها چشمپوشيم قرآن هر زمانى كه دستاويز بدآموزان و گمراه كنندگان گرديد بايد از هر راهى كه هست قرآن را از دست آنان گرفت ) ( گرچه با نابود گردانيدن آن باشد ) . و در ص 24 همان كتاب پس از اعتراف بسوزانيدن كتاب مفاتيح الجنان ( كه
--> * پروردگار است كه بسبب مخالفت مردمان حسود عنود و ايجاد شبهات آنها روز بروز حق آشكارتر گردد . بقول اديب اريب عرب . و اذا اراد الله نشر فضيلة * طويت اتاح لها لسان حسود و در مثل ادباء عرب است : و لو لا النار ما فاح طيب العود . مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر طينت خود مىتند نيست خفاشك عدوى آفتاب * او عدوى خويش آمد در حجاب